ذکر مصائب شب عاشورای سیدالشهدا علیهالسلام
آبـرو؛ حـیـثـیـّت دیـنـی حـسـیـن یـکتـنـه نـاجـی آئـیـنـی حـسـین خـون تو احـیـای اسـلام عـزیـز راه مکتب را تو تضمینی حسین هم شریعـت را اصالتبخـش تو هم طریقت را جهانبـینی حسین تـو قـنـوت مـسـتـجابی در نـماز بـر دعـای خـلـق آمـیـنی حـسین گریهکنهای خودت را روز حشر در لوای خویش میچینی حسین تو پـنـاه مـحـشـری، از وحـشتِ دختران خویش غمگـینی حسین خار میچـیـنی چرا پـشت خـیام عصر عاشورا چه میبینی حسین؟ پـای مـجــروح یـتـیـمـان تـو را نیست جز شلاق تسکینی حسین آه از دلـــواپـــســی امـــشــبــت وای از فــردا و حــال زیـنـبـت وای اگر فـردا تو تـنهاتـر شوی بیاباالفـضل و عـلیاکـبـر شوی وای اگر فردای پر رنج و ملال جـسـم قـاسـم را بـبـیـنی پـایـمال وای اگر فردا در آن قحطی آب حرمله از غـنچهات گیرد گلاب وای اگر فردا تو ای سالار دین از فـرس نـاگه بـیـفـتی بر زمین وای اگر حال تو را ناخوش کنند تیرها بر پیکرت جا خوش کنند وای هرجا بوسه زد احمد بر آن مینـشیـنـد نیـزهای تا استـخـوان لـحــظـۀ پـایـان عــمــرت آه، آه شـمر مـیآیـد به سـمـت قـتـلگـاه وای اگر زانـو زند بر پـیکـرت خـنجرش افتد به روی حـنجرت وای اگر با ضربههـای بیامـان سر جدا گردد ز جسمت آنزمان نـازدانـه دخـتـرت دق مـیکـنــد خواهرت از غصه هقهق میکند |